مرتضى مطهرى
62
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نيست بلكه جدى است . يك شوخى بود كه طلبههاى مشهد مىكردند ، مىگفتند طلبهاى مىگفته است : من هميشه به آن آقايى كه به من پول بدهد اقتدا مىكنم و نماز من صحيح است . هركس به من پول بدهد به همو اقتدا مىكنم و نماز من قطعاً صحيح است . مىگفتند : اگر هركس به تو پول بدهد به او اقتدا مىكنى ، پس تو براى پول اقتدا مىكنى . مىگفت : هركس كه به من پول ندهد چون به من پول نمىدهد عقيدهام اين مىشود كه او فاسق است و آن وقت اگر من پشت سرش نماز بخوانم نمازم باطل است . اما همان ساعتى كه به من پول بدهد ، پول كه به دستم مىآيد مىبينم عقيدهام هم تغيير كرد ، از همان ساعت عقيدهام اين مىشود كه آن آقا عادل است و آن وقت كه نماز مىخوانم نمازم هم درست است . چون عقيدهء من تابع پول من است ؛ اگر پول به من بدهد عقيدهام واقعاً اين مىشود كه او عادل است ، و اگر ندهد عقيدهام واقعاً اين مىشود كه او فاسق است . بنابراين من بايد هميشه هركس كه به من پول ندهد پشت سرش نماز نخوانم چون نمازم باطل است ، و هر كه به من پول بدهد پشت سرش نماز بخوانم و نمازم درست است . ما اين را هميشه به صورت يك شوخى تلقى مىكرديم . حالا مىبينيم نه ، اين خودش كم و بيش يك فلسفهاى است در دنيا كه عقربهء فكر بشر آنچنان ساخته شده است كه نمىتواند در غير جهت منافع و مصالح خودش فكر كند ، جبر تاريخ است ، جبر اقتصاد است ، و غير از اين براى او امكان ندارد . نمونههاى تاريخى ناقض اين نظريه اين هم يك حرفى است ولى ادعاست ، و اينچنين ادعاها را ما از كجا مىتوانيم بفهميم كه آيا درست است يا نادرست ؟ ما در عمل بايد بفهميم . واقعاً برويم تجربه كنيم ببينيم آيا همينطور است ؟ بايد روى افراد بشر تجربه كنيم ببينيم واقعاً افراد بشر وجدانشان اينقدر ملعبهء منافعشان است ؟ واقعاً بشر چنين ساختمانى دارد ؟ وجدان بشر تا اين حد ملعبهء منافع اوست ؟ آيا اين منتهاى اهانت به بشر نيست ؟ آيا اين نظريه يك نظريهء صددرصد ضدانسانى نيست ؟ مىرويم مىگرديم . انصافاً بينى و بين اللَّه كه مطلب از اين قبيل نيست . در مورد آنهايى كه منطق ندارند ، آنهايى كه ايمان ندارند بدون شك همينطور است ، ولى نمىشود گفت بشر الزاماً و اجباراً چنين است ، به دليل صدها موردى كه بر ضد آن پيدا مىكنيم .